خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
۲
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟چه از این بِه ارمغانی که تو خویشتن بیایی؟
۳
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردیشب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
۴
دل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتمنه عجب که خوبرویان بکنند بیوفایی
صفحهٔ ۱ از ۳