شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشتاق توام با همه جوری و جفاییمحبوب منی با همه جرمی و خطایی
۲
من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزمدر حضرت سلطان که برد نام گدایی
۳
صاحب نظران لاف محبت نپسندندوان گه سپر انداختن از تیر بلایی
۴
باید که سری در نظرش هیچ نیرزدآن کس که نهد در طلب وصل تو پایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth