خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییعهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
۲
دوستان عیب کنندم که «چرا دل به تو دادم؟»باید اول به تو گفتن که «چنین خوب چرایی؟»
۳
ای که گفتی «مرو اندر پی خوبانِ زمانه»ما کجاییم در این بحر تفکر، تو کجایی؟
۴
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشانکه دل اهل نظر بُرد؛ که سرّیست خدایی
صفحهٔ ۱ از ۳