خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای باد که بر خاک در دوست گذشتیپندارمت از روضه بستان بهشتی
۲
دور از سببی نیست که شوریده سوداهر لحظه چو دیوانه دوان بر در و دشتی
۳
باری مگرت بر رخ جانان نظر افتادسرگشته چو من در همه آفاق بگشتی
۴
از کف ندهم دامن معشوقه زیباهل تا برود نام من ای یار به زشتی
صفحهٔ ۱ از ۳