خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتیآخر ای بد عهد سنگین دل چرا برداشتی
۲
نوع تقصیری تواند بود ای سلطان عشقتا به یک ره سایه لطف از گدا برداشتی
۳
گفته بودی با تو در خواهم کشیدن جام وصلجرعهای ناخورده شمشیر جفا برداشتی
۴
خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر توچون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی
صفحهٔ ۱ از ۲