شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ندیدمت که بکردی وفا بدان چه بگفتیطریق وصل گشادی من آمدم تو برفتی
۲
وفای عهد نمودی دل سلیم ربودیچو خویشتن به تو دادم تو میل باز گرفتی
۳
نه دست عهد گرفتی که پای وصل بدارمبه چشم خویش بدیدم خلاف هر چه بگفتی
۴
هزار چاره بکردم که هم‌عنان تو گردمتو پهلوان‌تر از آنی که در کمند من افتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth