شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کس درنیامده‌ست بدین خوبی از دریدیگر نیاورد چو تو فرزند مادری
۲
خورشید اگر تو روی نپوشی فرو رودگوید «دو آفتاب نباشد به کشوری»
۳
اول منم که در همه عالم نیامده‌ستزیباتر از تو در نظرم هیچ منظری
۴
هرگز نبرده‌ام به خراباتِ عشق راهامروزم آرزوی تو در داد ساغری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth