شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من از تو روی نپیچم گرم بیازاریکه خوش بود ز عزیزان، تحمل خواری
۲
به هر سلاح که خون مرا بخواهی ریختحلال کردمت الا به تیغ بیزاری
۳
تو در دل من از آن خوش‌تری و شیرین‌ترکه من ترش بنشینم ز تلخ گفتاری
۴
اگر دعات ارادت بود و گر دشنامبگوی از آن لب شیرین که شهد می‌باری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth