خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر به تحفهٔ جانان هزار جان آریمحقر است نشاید که بر زبان آری
۲
حدیث جان بر جانان همین مثل باشدکه زر به کان بری و گل به بوستان آری
۳
هنوز در دلت ای آفتاب رخ نگذشتکه سایهای به سرِ یارِ مهربان آری
۴
تو را چه غم که مرا در غمت نگیرد خواب؟تو پادشاه, کجا یاد پاسبان آری؟
صفحهٔ ۱ از ۳