خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی؟ تا کی ای نالهٔ زار از جگرم برخیزی؟
۲
تا کی ای چشمهٔ سیماب که در چشم منیاز غَمِ دوست به روی چو زَرَم برخیزی؟
۳
یک زمان دیدهٔ من ره به سوی خواب بَرَدای خیال ار شبی از رهگذرم برخیزی
۴
ای دل از بهر چه خونابه شدی در بَرِ من؟ زود باشد که تو نیز از نظرم برخیزی
صفحهٔ ۱ از ۲