شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همی‌زنم نفس سرد بر امید کسیکه یاد ناورد از من به سال‌ها نفسی
۲
به چشم رحم به رویم نظر همی‌نکندبه دست جور و جفا گوشمال داده بسی
۳
دلم ببرد و به جان زینهار می‌ندهدکسی به شهر شما این کند به جای کسی
۴
به هر چه در نگرم نقش روی او بینمکه دیده در همه عالم بدین صفت هوسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth