شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی راست از تو همه کار مابه هر حال لطفت نگهدار ما
۲
به سودای زلف تو تا سوختیمدر آن حلقه گرم است بازار ما
۳
گنه می کنیم و امید از تو اینکه از ما نپرسی ز کردار ما
۴
از آن دم که زلف تو از دست رفتشد از دست سر رشتهٔ کار ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth