خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش راشیوه مستی نشدی نرگس پر خوابش را
۲
ما چنین غرقه به خون از پیِ آنیم ز اشککه در اوّل نگرفتیم سرِ آبش را
۳
آه گرم از سبب آنکه مرا بی سببیسوخت، یارب تو نسازی دگر اسبابش را
۴
طاق ابرو بنما گوشه نشین را نفسیتا که درهم شکند گوشهٔ محرابش را
صفحهٔ ۱ از ۲