خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور استشوخ چشمی ست که هم ناظر و هم منظور است
۲
یار نزدیکتر از ماست به ما در همه حالگر به معنی نگری، ورنه به صورت دور است
۳
همه در حلقهٔ وصلیم به جانان لیکنهرکه مشغول به غیر است از او مهجور است
۴
اختلاف نظر از ظلمت تأثیر هواستورنه بینایی اعیان همه از یک نور است
صفحهٔ ۱ از ۲