خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هستدر هر چمنی نغمه سرایی چو منی هست
۲
سوگند به یاری که هوای دگرم نیستروزی که مرا بر سر کویت وطنی هست
۳
باور نتوان کرد که در باغ به خوبیچون عارض تو یاسمنی یا، سمنی هست
۴
ای شوخ که هیچت به دعاگو نظری نیستبر گوی اگر از طرف او سخنی هست
صفحهٔ ۱ از ۲