خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا تو جان عزیزی و یار محترمیبه هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی
۲
غمت مباد و گزندت مباد و درد مبادکه مونس دل و آرام جان و دفع غمی
۳
هزار تندی و سختی بکن که سهل بودجفای مثل تو بردن که سابق کرمی
۴
ندانم از سر و پایت کدام خوبتر استچه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی
صفحهٔ ۱ از ۳