خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتندوز راه سبکباری با هم به سفر رفتند
۲
پای از سر و جان بر کف در راه رضا بودنداز یار چو فرمان شد مجموع به سر رفتند
۳
همراه طلب کایشان از دولت همراهیدر بادیهٔ حیرت ایمن ز خطر رفتند
۴
بودند به صد عشرت در قصر جهان عمریو آخر دل پر حسرت زاین خانه به در رفتند
صفحهٔ ۱ از ۲