شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بازی حلقهٔ زلف تو دل برد از من و خم زدبه وقت خویش بادا وقت ما را گرچه بر هم زد
۲
به ابرویت که از ماه نو این مقدار بسیار استکه پیش ابروی شوخ تو لاف دلبری کم زد
۳
کمینه حاصل مهر از گداییِّ درت این استکه رایات شهنشاهی بر این فیروزه طارم زد
۴
دلِ نی بس که می سوزد ز تاب آتش هجرانچو شمعش از دهن دودی برآمد هرکجا دم زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth