شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۶۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمیسرگران از خواب و سرمست از شرابت دیدمی
۲
روز روشن دست دادی در شب تاریک هجرگر سحرگه روی همچون آفتابت دیدمی
۳
گر مرا عشقت به سختی کشت سهل است این قدرکاش کاندک مایه نرمی در خطابت دیدمی
۴
در چکانیدی قلم بر نامه دلسوز منگر امید صلح باری در جوابت دیدمی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth