خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آسودهخاطرم که تو در خاطر منیگر تاج میفرستی و گر تیغ میزنی
۲
ای چشم عقل، خیره در اوصاف روی توچون مرغ شب که هیچ نبیند به روشنی
۳
شهری به تیغ غمزهٔ خونخوار و لعلِ لبمجروح میکنی و نمک میپراکنی
۴
ما خوشهچین خرمن اصحاب دولتیمباری نگه کن ای که خداوند خرمنی
صفحهٔ ۱ از ۳