شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز نسیم رحتمش رایحه‌ای به ما رسدبر سر راه آرزو منتظریم تا رسد
۲
گر کششی نباشد از جاذبهٔ عنایتشدر طلب وصال او کوشش ما کجا رسد
۳
اهل سلوک سر به سر طالب گنج وحدت اندتا که بپوید این ره و دولت آن که را رسد
۴
چون همه را ز جام غم شربت مرگ خوردن استزود بود که این قدح از دگری به ما رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth