خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۶۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر تو میلِ محبّت کنی و گر نکنیمن از تو روی نپیچم که مُستحبِّ منی
۲
چو سروِ در چمنی، راست در تصوّرِ منچه جای سرو؟ که مانندِ روح در بدنی
۳
به صیدِ عالمیانَت، کمند، حاجت نیستهمین بس است که بُرقَع ز روی برفکنی
۴
بَیاضِ ساعدِ سیمین مپوش در صفِ جنگکه بیتَکَلُّفِ شمشیر، لشکری بزنی
صفحهٔ ۱ از ۳