شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا گلشن از طراوت روی تو یاد دادسرو از هوای قامت تو سر به باد داد
۲
دلتنگ بود غنچه به صد رو چو من ولیپایش صبا گرفت و خدایش گشاد داد
۳
با گل نداد حسن رخت نقشبند صنعپیرایه یی ست حسن که با هر که داد داد
۴
اسباب نامرادیِ جاوید بود و غمعشق تو تحفه یی که بدین نامراد داد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth