شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۶۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زنده بی دوست خفته در وطنیمَثَلِ مرده‌ایست در کفنی
۲
عیش را بی تو عیش نتوان گفتچه بوَد بی وجودِ روح تنی
۳
تا صبا می‌رود به بستان‌هاچون تو سروی نیافت در چمنی
۴
و آفتابی خلاف امکان استکه برآید ز جیب پیرهنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth