شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب می‌سازدمرا در پیش مردم دم به دم بی‌آب می‌سازد
۲
مگر دارد کمینی بر دل بیدار من چشمتکه هر ساعت به نازی خویش را در خواب می‌سازد
۳
سبب رنج و غمت شد راحت و عیش مرا، بنگرکه چون بی‌خانمانی را خدا اسباب می‌سازد
۴
صبا چون با سر زلف تو دست‌آویز می‌گرددز غم جمعی پریشان‌حال را در تاب می‌سازد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth