خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی چشمت به نیش غم دلم را ریش میداردگهی قدّت به شوخی سرو را پا پیش میدارد
۲
دلی دارم پیِ قربانیِ چشمت چه باید کردمرا با شیوهای آن ترک کافرکیش میدارد
۳
همه شب شمع را بر رغم من دل ز آن همیسوزدکه آن کم عمر را از خود غم من بیش میدارد
۴
دلم با عشق از آن دعویّ خویشی میکند هردمکه آن بیگانه رو ما را از آنِ خویش میدارد
صفحهٔ ۱ از ۲