شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۲۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هردم از جانب او تیغ بلا می‌آیدچه بلاهاست کز او بر سرِ ما می‌آید
۲
نیست خالی ز هوایِ تو غم‌آبادِ دلمخانه‌ای را که تو سازی به هوا می‌آید
۳
صدف گوهر وصل تو نه تنها دل ماستفیض باران عطایت همه جا می‌آید
۴
یارب ارباب حقیقت چه سخن‌ها رانندکز زبان همه پیغام خدا می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth