خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمشدم زد از روی تو آیینه نظر کردیمش
۲
اشک رازِ دل غم دیده به مردم می گفتبود نامحرم از این خانه به در کردیمش
۳
تا دگر پیش رخت خیره نخندد گل سرخدر چمن دوش به یک خنده دگر کردیمش
۴
چشمت از حال دل بی خبران واقف نیستگرچه از حال دل خویش خبر کردیمش
صفحهٔ ۱ از ۲