شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۶۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانیدیوِ خوش‌طبع بِه از حورِ گره‌پیشانی
۲
آرزو می‌کندم با تو دمی در بستانیا به هر گوشه که باشد که تو خود بستانی
۳
با من کشتهٔ هجران نفسی خوش بنشینتا مگر زنده شوم زآن نفس روحانی
۴
گر در آفاق بگردی به جز آیینه تو راصورتی کس ننماید که بدو می‌مانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth