شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۲۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگاری ست که از غایت نادانی خویشچون خطت نامه سیاهم ز پریشانی خویش
۲
آنچنان کفر سر زلف تو بدنامم کردکه خجل می شوم از نام مسلمانی خویش
۳
سرکشی نیست دلم را که تو را سجده نکردخاک راه تو نیازرد به پیشانی خویش
۴
هیچکس از گنه عشق بتان توبه نکردکه پشیمان نشد آخر ز پشیمانی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth