خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامشمرغ دل جان نتواند که برد از دامش
۲
هرکه خواهد که به کامی رسد از نخل بتانصبر باید به جفایی که رسد تا کامش
۳
ای دل آغاز به کاری که کنی روز نخستسعی آن کن که ندامت نبری انجامش
۴
با تو هرکس که دمی خوش گذراند، دیگرچه غم از محنت دهر و ستم ایّامش
صفحهٔ ۱ از ۲