شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه از جا شد دل و بر جان بلا می‌آیدمچون تو را می‌بینم ای جان دل به جا می‌آیدم
۲
از لبت کاو ریخت خونم بوسه‌ای دارم طمعچون به فتوای خرد زو خونبها می‌آیدم
۳
هرکجا ذکر عبیر خطّ و خالت می‌رودیاد مشک از غایت فکر خطا می‌آیدم
۴
کردمی چون دیگران دعویّ دینداری ولیجرم خود می‌بینم و شرم از خدا می‌آیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth