خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توامهرکجا هستم من مسکین دعاگوی توام
۲
از ره صورت به صد روی از تو مهجورم ولیچون به معنی بنگری بنشسته پهلوی توام
۳
خاک گشتم بر سر راه وفا و همچناندیده حیران است در نظّارهٔ روی توام
۴
می کُشد دور از تو زارم هر شبی هجران و باززنده می سازد نسیم صبح بر بوی توام
صفحهٔ ۱ از ۲