خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مهر تو انیس دل ناتوان منذکر لب و دهان تو ورد زبان من
۲
تا نام تو شنید و نشان تویافت دلدیگر اثر نیافت ز نام و نشان من
۳
از لوح خاطرم نرود نقش مهر توبعد از اجل که خاک شود استخوان من
۴
دل سوخت زاین حسد که چرا صرف می شودجز نقد جان من به فدای تو جان من
صفحهٔ ۱ از ۲