خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل منهردم گل وفایش می روید از گِل من
۲
فردا که در حسابی آید حصول هرکسجز رنج و غصّه نبوَد از عشق حاصل من
۳
از سرّ غیب عمری جستم نشان و آخردر نقطهٔ دهانش حل گشت مشکل من
۴
گفتم که بر دل من چندین جفا مکن، گفتچندین مگوی آخر من دانم و دل من
صفحهٔ ۱ از ۲