شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۶۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنیبازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی
۲
گر خون دل خوری فرح افزای می‌خوریور قصد جان کنی طرب انگیز می‌کنی
۳
بر تلخ عیشی من اگر خنده آیدتشاید، که خنده شکرآمیز می‌کنی
۴
حیران دست و دشنه زیبات مانده‌امکآهنگ خون من چه دلاویز می‌کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth