شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۳۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر می‌زنیبر چهرهٔ زردم اگر نقشی زنی زر می‌زنی
۲
هر لحظه لافی می‌زنی ای گل ز خوبی با رخشبنگر نکو باری که تو خود را کجا بر می‌زنی
۳
دل می‌برند از عاشقان خوبان و تو جان و دلیتو دیگری ز آن خویش را بر جای دیگر می‌زنی
۴
گه گه اگر سنگی زنی بر ساغر دُردی‌کشاننبود عجب زآن رو که تو پیوسته ساغر می‌زنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth