خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشیچه دعا خوشتر از این است که روشن باشی
۲
تا بود دانهٔ خال تو بر آتش شرط استکه به فرمان من سوخته خرمن باشی
۳
با محبّان بلا کش مگر ای عهد شکندوستیّ تو همین است که دشمن باشی
۴
بندهٔ نخل قد یار شو ای دل اگرتهوس این است که آزاده چو سوسن باشی
صفحهٔ ۱ از ۲