خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما نداریم به غیر از جگرِ افگاریکو طبیبی که شود چاره گرِ بیماری
۲
بار هجر تو گران است مرا بر دل ریشکه بیابیم شبی بر در خدمت باری
۳
دل به سودای تو در باخته ام لیک چه سودکه نکردی درم قلب مرا بازاری
۴
تا قدم در حرم کعبهٔ تجرید زدیمسخن دوست شنیدیم ز هر دیواری
صفحهٔ ۱ از ۲