خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جای که بدخاک بسربیختم امشبتا طرح سر کوی تو را ریختم امشب
۲
چون حلقه کعبه که درآویخت بخانهخود را بدر قصر تو آویختم امشب
۳
در خلوت انس تو پریزاد کشم رختاز دیو و دد و خلق چه بگریختم امشب
۴
چون مرغ شب آویز بزلف تو زنم چنگتا رشته زاغیار تو بگسیختم امشب
صفحهٔ ۱ از ۲