خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون ریخته و به فکر یغماستآن ترک نگر چه بی محاباست
۲
ای گوهر شب فروز باز آیکز هجر توام دو دیده دریاست
۳
زان چشم سیاه و حلقه زلفبربسته ره من از چپ وراست
۴
آن طره زلف و آن بناگوشیا مارسیه بدست موسی است
صفحهٔ ۱ از ۳