شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر رهروی که خار مغیلان بپای اوستدیدار کعبه مرهم زخم و دوای اووست
۲
نفی مکان بدیهی عقل است و ای عجبآنرا که جای نیست دل خسته جای اوست
۳
نازم به پیر میکده کاین تیره خاکدانافشانده مشت گرد زطرف ردای اوست
۴
رویش ندیده دیده و زاین بحیرتمکز هر گذر که میگذرم ماجرای اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth