شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به غیر ساحت لیلی اگرچه صحرایی‌ستگمان مدار که مجنون پی تماشایی‌ست
۲
ز دشت عقل گذر کن که جای پرخطر استبه کوی عشق بکش رخت را که خوش جایی‌ست
۳
میان‌تهی شمرندت که نیست پای شکیبدُهُل‌صفت گرت از ضرب دست غوغایی‌ست
۴
اگر به کشور یغماست جای لشکر ترکبه ترک چشم تو نازم که شهر یغمایی‌ست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth