خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز لولیان چو بتم شاهدی به شنگی نیستبه رنگ لعبت من لعبت فرنگی نیست
۲
خیال قافیه جز آن دهان نیندیشمکه هیچ قافیه چو آن هان بتنگی نیست
۳
اگر چه رستم دستان بود که کشته تستکه همچو چشم تو در رزم ترک جنگی نیست
۴
زچیست کرده بروی تو جای خال سیاهبباغ خلد اگر هندوان زنگی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲