خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خلق مشتاق و ندیده رخ همچون قمرتنه مباح است در این ماه من سفرت
۲
ناقه رهوارو تو لیلی صفت اندر محملدل من چو سگ لیلی زقفای اثرت
۳
تا میان تنگ نه بستی پی خون ریختنمنشد آگه دل سرگشته زسر کمرت
۴
معنی منظر تو بی بصران کی دانندنشناسد بحقیقت مگر اهل نظرت
صفحهٔ ۱ از ۲