شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عشق روی تو هر کو مرا نمود ملامتبه یک مشاهده از عمر رفته داشت شکایت
۲
کسی ز شنعت اعدا ز دوست روی نتابدکه همدمند ز آغاز عاشقی و ملامت
۳
تمام وحشت مردم به حشر این بود و بسکه شام هجر درآید به جای روز قیامت
۴
گناه دیگری از دیگری نخواسته ایزدمراست دیده نظرباز و دل کچیده غرامت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth