خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر آنزلف و بناگوش بود و آن قد و قامتدل و دین صبر و خرد را بنه ورو بسلامت
۲
گل درد پرده خود چون نگرد آن رخ زیباسر از باغ رود بیند اگر آن قد و قامت
۳
یک کنایه نبود بیش از آن قامت موزوناینکه واعظ سخنی گفت زآشوب قیامت
۴
عاشق صادق و اندیشه از شنعت حاشاکه بود سینه عاشق هدف تیر ملامت
صفحهٔ ۱ از ۲