خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداختپس از تو نرد غم عشق با که خواهم باخت
۲
ز هر چه هست بپرداختیم خانه ولیز دوست خانهٔ دل را نمیتوان پرداخت
۳
به مزدقان برو ای باد مژگانی برکه ترکی از تو همه فارس را مسخر ساخت
۴
بر آن نگار زرندی چه شد مسلم فارسلوای حسن دگرباره بر عراق افراخت
صفحهٔ ۱ از ۲