شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخم دل بهبود شد لعل نمک‌پاشی کجاستکشت زهدم ای حریفان رند قلاشی کجاست
۲
می‌کشد زاهد به ناچارم به سوی خانقاهکو سرای می‌کشان و رند اوباشی کجاست
۳
شد فزون شور جنون زنجیر زلف یار کوملک دل معمور شد ترک قزلباشی کجاست
۴
گشته خون دل فزون کز چشم پالاید همیتا بنوشد خون او را ترک جماشی کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth