شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوه صبح ازل یک پرتوی از روی اوستتاری شام ابد اندر شکنج موی اوست
۲
قاب و قوسین و کمان رستتم و تیغ دو سراین همه اندر اشارات خم ابروی اوست
۳
کعبه و دار السلام و وادی طورو بهشتیک مقام امن از خیل گدای کوی اوست
۴
اژدهای سحرخوار ان طره جادو فریبدست موسائی نهان اندر خم گیسوی اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth